يحيى دولت آبادى
329
حيات يحيى ( فارسى )
كه نعش چند نفر قزاق در آن عمارت افتاده سنگر آنها خالى مىشود ناچار درصدد خراب كردن سنگر مجاهدين انجمن آذربايجان برميآيند و بعد از آنكه يكقسمت از ديوار عمارت مشار الدوله شيرازى كه سنگر انجمن مظفرى و حمّيت است خراب مىشود از خيابان صفى عليشاه محاذاتى با انجمن آذربايجان پيدا شده توپ را به آن انجمن ميبندند و سردر انجمن كه سنگر مهم مجاهدين است بضرب چند گلوله توپ از هم پاشيده مىشود و تيراندازان آن سنگر اضطرارا با هركس كه در انجمن آذربايجان است به خانه ميرزا صالح خان كه روبروى انجمن آذربايجان واقع است و يكى از سنگرهاى ملى است ميروند بىآنكه در طى نمودن عرض كوچه كه فاصله است به كسى آسيبى برسد و بعضى از آنها ميروند در عمارت فوقانى آن خانه كه از دو طرف تيرانداز صحيح دارد و بجانب قشونى كه در اول خيابان سيف الملك و اطراف قراولخانه روبروى سردر بهارستان شليك ميكنند قشون دولت ناچار بعد از خراب كردن سنگر سردر انجمن آذربايجان توپ را برگردانيده با چند تير ديوار خانه ميرزا صالح خان را خراب و آن سنگر را هم از كار مياندازند و در اين سنگر دو نفر مجروح ميشوند - پس از خراب شدن اين سنگر مجاهدين فرود آمده ميبينند آقا سيد جمال الدين افجهء و جمعى از همراهانش در حوضخانه آن خانه نشسته انتظار ميكشند از راهى فرار نمايند ميرزا صالح خان صاحبخانه و جمعى ديگر از در كوچكى كه از آن خانه بكوچه باريكى هست فرار ميكنند گلوله توپ مىخورد بطاق عمارت حوضخانه آهنها و چوبهاى شيروانى را فرو ميريزد آقا سيد جمال سخت متوحش شده مجاهدين انجمن آذربايجان به زحمت زياد و بخراب كردن بعضى از ديوارها او را به بام عمارت برده در عباى خود پيچيده عمامه بسرش را بجاى طناب به كار برده او را از ديوار بباغ نظاميه فرود ميآورند و از آنجا با پاى برهنه از درى كه از كنار حمام نظاميه بخيابان هست روانه مىشود و هم بعضى از مجاهدين انجمن آذربايجان از اين راه متفرق ميشوند در غير از اين مواقع محصور كه ذكر شد در جاى ديگر شهر جنگى نميشود مگر در خيابان چراغ برق كه قهوهخانهء معروف بعرش را مدير روزنامهء روح القدس « 1 » با چند نفر ديگر سنگر كرده هنگام گذشتن قشون و عبور دادن
--> ( 1 ) كه يكى از متهورترين مجاهدين مىباشد از مردم خراسان در سن سى و چند سال